عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

202

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

دار الخلافة - قبّة الإسلام . دار الزّبير - دار البطّيخ . دار القرار . نام سراى آخرت است كه خداوند فرمود : « إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ » « 1 » علّى بن الجهم گفته : من وراء الشّباب شيب حثيث السّ * ير و اللّيل مزعج بنهار و مع الصّحّة السّقام و حال ال * عزّ مقرونة به حال الصّغار ليس دار الدّنيا بدار قرار * فتزوّد منها لدار القرار يعنى : از پس جوانى ، تند و شتابان ، پيرى فرا مىرسد ، همان‌سان كه شب با فرا رسيدن روز ناآرام مىشود و مىرود نيز با تندرستى ، بيمارى هست و عزّ و سرافرازى با خوارى و سرافكندگى قرين است . سراى دنيا [ چون سراى آخرت ] جاى قرار نيست پس [ همان به ] كه در آن از براى سراى آخرت توشه برگيرى . دار القطن - دار البطّيخ . دار النّدوة . ندوه از « ندى و نادى » مشتق است به معنى جايگاه و مجلس . به جهت اين كه همواره مردم به دار الندوه مىآمدند و در آن [ به رايزنى ] مىنشستند به آنجا مثل زنند . آن جا خانهء قصىّ بن كلاب بود در مكّه . اموالى كه براى مستمندان فراهم مىشد در آنجا مىنهادند و همه زنان و مردان قرشى در آنجا عقد نكاح مىبستند و هر پيمان جنگ نيز در آن بسته مىشد . اين خانه پس از آن كه در دست صاحبانش دست به دست گشت سرانجام به اسد بن عبد العزّى بن قصىّ و پسران او رسيد و واپسين كس كه متولّى آن شد حكيم بن حزام بود . او در خانهء كعبه‌زاده شده بود ، بدين گونه كه مادرش كه به وى حامله بود با زنانى از قريش به كعبه درآمد ، به ناگاه درد زايمان گرفت و هر چه كرد

--> ( 1 ) - سورهء غافر - 39 .